وتنحعبییلاهحجکمننورزدد

 کاش میتونستم حذفشون کنم 

کاش قدرت اینو داشتم

کاش بفهمن من اونی نیستم که میبینن

همه دارن اشتباه میبینن یا من اشتباه میکنم!

خسته م از اشتباهی بودن

کاش بشه رفت ، رفت و پشت سرتم نگاه نکرد،رفت دلتنگ همینایی که صبح تا شب آزارت میدن نشد

اصلا من اولشم اومده بودم که برم که فراموش بشم که جز نیستی باشم 

از چسناله متنفرم 

از اینکه نمیدونم دارم چه گوهی میخورم متنفرم

از اینکه هیچی نمیتونه حالمو خوب کنه متنفرم

از اینکه ضعیف شدم

از اینکه هیچ گوشی برای شنیدن نیست خسته م 

از شهرم ،از اتاقم ، از تختم،از تموم  کتابا و کاکتوسام از تموم چیزایی که دارم حتی لباسای تنم حتی خودم ، همه چی هر چیزی حتی این وب لعنتی ، حتی دوستام از همه متنفرم. 

از همه از خانوادم از همه از همه

دلم میخواد تموم افکارمو بالا بیارم خالی بشم از همه چی دلم یه خلا و سکوت زیر آب رو میخواد بدون هیچ صدایی بدون هیچ امواجی سکوت مطلق ترس....


زیادی گشتم تو دنیای واقعی جایی نبود برای تخلیه ی این ذهنِ آشوب:)
آرشیو مطالب
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان